تبليغاتX
**آخر ** [Out Of Date! Click on "Get PsycHokinesis" to update.] *

** **
** **

lسایت مدرسه راهنمايي22بهمن فولادشهر

** دلم براي کسي تنگ است که زيبايي روح را مي‌ستايد، مهرباني را دوست دارد، گذشت را مي‌فهمد، دلم براي کسي تنگ است که چشمان خيس از اشک را مي‌بوسد. ** هیچ چیز بیش از یک لبخند تمسخر آمیز، دهان زیبا را زشت نمی کند **
-عاشق ترین موجود روی زمین گل سرخ است که هر سپیده دم رخسار خود را با شبنم اشک می شوید. جمله هفته مدرسه راهنمايي 22 بهمن فولادشهر .
**
Starting Messages...
** FallT Example Page

Effect on/off

** ** حرکت تیتر **


www.irLearn.com

** مدرسه راهنمايي 22 بهمن فولادشهر
دوستان عزيز سلام. لطفا نظرات و خاطرات خود را در رابطه با اين آموزشگاه براي ما ارسال نماييد

 سلام عزیزان

واقعا گرفتاری های من پایانی نداره حسابس سرم شلوغه و لی قول میدم تابستون بیشتر به روز باشم.

آرزوی موفقیت براتون دارم



+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 19:52  توسط حميد صفريان  | 


سال ۱۳۸۷ بر شما مبارک

عید ۸۷ در منزل دکتر

  



+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 14:4  توسط حميد صفريان  | 


عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، همان يک لحظه اول ، كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان ، جهان را با همه زيبائی و زشتی به روی يکدگر ويرانه ميکردم.

عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، که ميديدم يکی عريان و لرزان ، ديگری پوشيده از صد جامه رنگين ، زمين و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم.

عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم . براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان ، هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو ، آواره و ديوانه ميكردم .

عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، که در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پيمانه می کردم.

 عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم ، نه گوش از بهر استغفار اين بيداد گرها تيز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمايان ، تسبيح صد دانه ميکردم.

عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه ميکردم.

 عجب صبری خدا دارد !اگر من جای او بودم که می ديدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش، بجز انديشه عشق و وفا معدوم هر فکری در اين دريای پر افسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، به عرش کبريائی ، با همه صبر خدائی ، تا که ميديدم عزيز نا بجائی ناز ، بریک  ناروا گرديده خواری می فروشد. گردش اين چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد ! چرا من جای او باشم. همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاری های اين مخلوق را دارد. وگرنه من به جای او چو بودم. يک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !

عجب صبری خدا دارد !



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 18:55  توسط حميد صفريان  | 


  

 

 

 

 

جشن انقلاب که در سالن سینما فرهنگ فولادشهر روز شنبه 20/11/86  از ساعت 5 تا ۷برگزار شد شور حال دیگه ای داشت .

ابتدای برنامه آقای صفری مسئول  محترم روابط عمومی اداره سوره مبارک فجر رو قرائت کردند و بعدش هم آقای احمدیان مدیر محترم آموزش و پرورش زرین شهر  در مورد انقلاب صحبت کردند.خودمم مجری (البته به ناچار) شدم .

بعدش        گروه       نوازندگان  موسیقی سنتی سنگ تموم گذاشتن –دستشون درد نکنه- وقتی  دانش   آموزای ممتاز سال گذشتمون که الان دبیرستانی شده بودند به رسم مهمان نوازی روی سن اومدند و جوایز خودشون رو از دست آقای توکلی رئیس شورای شهرستان لنجان گرفتند خیلی خوشحال بودند چون در حضور اولیاشون عکس هم ازشون گرفته می شد.

بعد نوبت دانش آموزای ممتاز مدرسه رسید ماشالله سی نفری بودند اونا هم همین طور تو پوستشون نمی گنجیدند.

راستی یه مسابقه هم از اولیا گرفتیم اونا هم جایزه گرفتند .خلاصه خیلی خوش گذشت . آقای اکبریان هم فیلم بردارافتخاری  بودند. واقعا دست همه درد نکنه ...

 

 

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 13:50  توسط حميد صفريان  | 




+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 22:5  توسط حميد صفريان  | 



 

شماره تماس ۲۶۳۹۵۵۰    از ساعت ۱۲ الی ۲۲ شب



 افتتاح شبکه تلفن گویای مدرسه را به دانش آموزان و اولیا ی محترم تبریک می گوییم.

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 10:22  توسط حميد صفريان  | 


سال تحصیلی جدید *۸۷ -۸۶  بر همه ی دانش آموزان مبارک


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:58  توسط حميد صفريان  | 


 


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 16:54  توسط حميد صفريان  | 


مدرسه راهنمایی ۲۲ بهمن فولادشهر به محل جدید انتقال یافت:

 سوپر آ ۲ - جنب کانال - تلفن: ۲۶۲۳۸۸۶-۲۶۳۹۵۵۰    



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:15  توسط حميد صفريان  | 


 

پوشكين


كسي كه براي محبت حدود قايل مي شود اصلا معني محبت را نفهميده است.


نيما يوشيج

محال از طرز فكر كردن ما به وجود مي ايد.


جورج سارتن

بزرگي هر مرد را مي توان از سايه اي كه در طول زندگي در برابر خود مي افكند اندازه گرفت.

بوسكيو

ادم ها سعي مي كنند كه وقت كشي كنند در حالي كه اين زمان است كه انها را مي كشد.


ولتر

اگر مي خواهي در برابر قاضي نايستي قانونمند زندگي كن.


منتسكيو

انسان مانند رودخانه است هر چه عميق تر باشد ارام تر است.

جيمس كونانت

لحظه اي به لاك پشت بنگريد او تنها وقتي پيش مي رود كه گردنش را از زير لاك بيرون بياورد.

خليل جبران خليل

هر جا كه زميني را بكاوي گنجي خواهي يافت اما بايد با ايمان يك دهقان زمين را بكاوي.

جبران خليل جبران

اغلب براي كودكانمان لالايي مي خوانيم تا بتوانيم خود به خواب رويم.
خليل جبران

براي كشف زيبايي است كه زندگي مي كنيم باقي همه انتظار است و انتظار.

كنفوسيوس

انكه به فكر فردا نيست به غم فردا گرفتار خواهد شد.

شمس بريزي

معني صبر افتادن نظر است بر اخر كار و معني بي خبري نارسيدن نظر است به اخر كار.

افلاطون

سعادت جامعه به مراتب مهم تر از سعادت فرد است.

البرت انيشتين

به اينده فكر نمي كنم زيرا به زودي فراخواهد رسيد.

جورج سارتن

فضيلت شرط سعادت است شرارت يا گناه نتيجه حساب غلط است.

زرتشت

كسي كه بر نفس خود غلبه نكرد بر هيچ چيز غالب نخواهد شد.
گوته

يك كار نيك گاهي يك شخص. يك ده. يك شهر وگاهي يك ملت را رستگار مي كند.

ديل كارنكي

نعمت هاي خود را بشماريد نه محروميت ها را.

جورج سارتن

خطا وخرافه هيچ گاه به ان اندازه كه لباس علم بر ان پوشيده باشد خطرناك و زيان بخش نخواهد شد.

تولستوي

همه مي خواهند بشريت را عوض كنند دريغا كه هيچ كس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند.

كنفوسيوس

انقدر به تاريكي لعنت نفرستيد يك شمع روشن كنيد.

گاندي

شاخه پر بار سر بر زمين مي نهد و عظمت ان هم چنان در فروتني او جلوه گر است.

لارس الريش

انگاه كه انساني دروغ مي گويد بخشي از جهان را به قتل مي رساند اينها مرگهاي كمرنگي هستند كه انسانها به اشتباه زندگي مي خوانند.

كنفوسيوس

ثروت و افتخاري كه از راه نا مشروع به دست امده مانند ابري زودگذر است.

و در اخر جملاتي از جيم موريسون مغز متفكر گروه the doors با نام love hides
رو مي نويسم.

عشق مي تواند در مكانهاي عجيب و غريب پنهان شود مي تواند در پس چهرهايي دوستانه مخفي شود

عشق درست وقتي كه تو انتظارش را نداري مي ايد عشق مي تواند در گوشه اي تنگ و تاريك پنهان شود

عشق به سمت كساني كه در جوستجويش هستند مي ايد عشق مي تواند در تلالو رنگين كمان مخفي شود

عشق حتي مي تواند در ساختار مولكولي هر چيز نيز رسوخ كند و عشق پاسخي به همه پرسشهاست.
به من بگو نگو ، نميگويم ، اما نگو نفهم ، كه من نمي توانم نفهمم ، من مي فهمم .

دكتر علي شريعتي

شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد .

كيم وو چونگ

اگر كسي ترا آنطور كه ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

ماركز

بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است .

برايان تريس

در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است .

گوته

هر كجا مي روي ، با تمام قلبت برو .

ناشناس

آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد ، آزادي خود ماه است كه او را پايبند مي كند .

تاگور

سرمايه هاي هر دلي ، حرفهائيه كه واسه گفتن داره .

ناشناس

زنانيكه مي خواهند مرد باشند ، زناني هستند كه نمي دانند زن هستند .

الكساندر دوما

شانس هرگز كافي نيست .

اندرو متيوس

دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب ترا لمس كند .

ماركز

12- قانون احتمالات يادت نره ، بلاخره يك نفر خواهد گفت بله .

آنتوني رابينز

اگر فكر مي كنيد كه موفق مي شويد يا شكست مي خوريد، در هر دو صورت درست فكر كرده ايد .

آنتوني رابينز

وقتي انسان آرامش را در خود نيابد ، جستجوي آن در جاي ديگر كار بيهوده اي است .

لارو شفوكو

در تاريخ جهان ، هر لحظه عظيم و تعيين كننده ، پيروزي نوعي عشق است .

امرسون

دنبال كسي نگرد كه بتواني با او زندگي كني ، دنبال كسي باش كه بدون او نتواني زندگي كني .

ناشناس

عشق ، فراموش كردن خود دروجود كسي است كه هميشه و در همه حال ما را به ياد دارد .

ناشناس

عشق يعني ترس از دست دادن تو .

ايتاليائي

موفقيت ، يك درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ريختن .

توماس اديسون

مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم ، مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم .

هولمز

سعي نكنيم بهتر يا بدنر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خوذمان بهترين باشيم .

ماركوس گداوير

مغز ما يك دينام هزار ولتي است كه متاسفانه اكثرمان بيش از يك چراغ موشي از آن استفاده نمي كنيم .

ويليام جيمز

تنها بنائي كه هر چه بيشتر بلرزه ، محكمتر مي شه ، دله

ناشناس

کارلوس کاستاندا : دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل .

آلبركامو : شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود .

كارل يونگ : تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم .

ناپلئون : صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با ياس و درماندگي رو به رو نخواهد شد .

مارو اكلينز : اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد .

باسيل اس.والش : اگر ندانيد كه به كجا مي رويد , چگونه توقع داريد به آنجا برسيد ؟

فيثاغورث : خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد .

مارك تواين : وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم .

اسمايلز : هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست .

ناپلئون هيل : كسي كه هميشه مي خواهد اشتباه ديگران را ثابت كند , آنها را از خود دور مي كند .

استون : انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد , خلاقانه نيست .

آلبرت هوبارد : بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد .

اريك باتروورت : هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است .

هرشل : يكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم .

زيگ زيگلر : يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .

كلمنت استون : شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد .

ناپلئون هيل : اگر باور داشته باشي كه مي تواني , حتما مي تواني .

فرانسيس بيكن : يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .

استون : شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي .

حضرت علي (ع) : از دوستي با نادان خودداري كن .

ضرب المثل آلماني : براي آدم بهانه گير هميشه بهانه وجود دارد .

ماكسيم گوركي : دروغ آيين اربابان و بردگان , و حقيقت خداي انسان هاي آزاد است .

ذهن خود را به آن چه مي خواهيد معطوف كنيد نه آن چه را نمي خواهيد .

كسي كه در بهار چيزي نكارد در پاييز چيزي درو نخواهد كرد .



+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 17:57  توسط حميد صفريان  | 


  •  سال ۸۶ بر همگان مبارک


+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 17:39  توسط حميد صفريان  | 


 سرود پر افتخار مرز

اي ايران اي مرز پر گهر

اي ايران اي مرز پر گهر

اي خاكت سرچشمه هنر

دور از تو انديشه بدان

پاينده ماني و جاودان

ا...ي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم

جان من فداي خاك پاك ميهنم

مهر تو چون شد پيشه ام

دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما

پاينده باد خاك ايران ما

سنگ كوهت در و گوهر است

خاك دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل كي برون كنم

بر گو بي عشق تو چون كنم ؟

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست

نور ايزدي هميشه رهنماي ماست

مهر تو چون شد پيشه ام

دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما

پاينده باد خاك ايران ما

ايران اي خرم بهشت من

روشن از تو شد سرشت من

گر آتش بارد به پيكرم

جز مهرت در دل نپرورم

مهر تو چون شد پيشه ام

دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما

پاينده باد خاك ايران ما

شعري كه بارها شنيده ايم و زير لب زمزمه كرده ايم و گاه بدون اينكه نام شاعر آنرا بدانيم بر او درود فرستاده ايم ! سرود.. اي ايران.. سرود غير رسمي سرزمين پر افتخار ايران است كه زنده ياد دكتر حسين گل گلاب آنرا سرود و استاد روح الله خالقي موسيقي آن را خلق كرد تا در طول تاريخ پر فراز و نشيب خود از لحظه سرايش تا به امروز همواره ايرانيان با خواندن آن غرور ملي خود را به رخ همگان بكشند . نواب صفا در كتاب خاطرات خود به نقل از دكتر حسين گل گلاب مي نويسد : ... وقتي در سال 1323 ايران تحت اشغال متفقين بود بعدازظهر يكي از روزهاي تابستان در خيابان شاهد حركات دور از نزاكت بعضي از سربازان خارجي با مردم بودم( در نقل قولي ديگر سيلي زدن سرباز اجنبي به گوش سرباز ايراني ) از ناراحتي نمي دانستم چه كنم . بي اختيار راه انجمن موسيقي را كه تازه تاسيس شده بود پيش گرفتم . به روح الله خالقي رسيدم و وقتي برايش ماجرا را تعريف كردم او گفت: بيا كاري كنيم و من نا خود آگاه سرودم: ايران اي مرز پر گهر

اي خاكت سرچشمه هنر ...



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 9:27  توسط حميد صفريان  | 


در تاريخ ۲۶/۱۱/۸۵ جشن تجليل از ممتازان مدرسه برگزار مي گردد . همچنين از ممتازان فارغ التحصيل كه در سال گذشته در پايه سوم اين مدرسه تحصيل مي نمودند دعوت بعمل مي آيد. 
گل باشين گلا...


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 6:43  توسط حميد صفريان  | 




+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 17:22  توسط حميد صفريان  | 





+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 8:46  توسط حميد صفريان  | 


از حكيمي پرسيدند : خداوند بزرگ درختان زيادي را آفريده است.  اما مردم هيچ كدام از آنها را آزاده نخوانده اند به جز درخت سرو كه هيچ ميوه و ثمري ندارد شما مي گوئيد در اين چه حكمتي وجود دارد ؟ حكيم گفت : هر كدام از اين درختها گاهي تازه اند و گاهي پژمرده ، گاهي ميوه شان زياد است و گاهي كم.و سرو درست است كه ميوه نمي دهد ولي هميشه تازه و سرسبز است و اين است صفت آزادگان .


بهر چه مي گذرد دل منه كه دجله بسي


                                      پس از خليفه بخواهد گذشت در بغداد


گرت زدست برآيد چونخل باش كريم


                                      ورت زدست نيايد چو سرو آزاد باش 



 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 8:45  توسط حميد صفريان  | 


انتخابات انجمن اولياومربيان مدرسه برگزار گرديد:

۱- آقای حاج احمد در افشان

۲- آقای پرچم

۳- آقای طا لبی

۴- آقای معتمدی

۵-خانم کریمی

۶-خانم صادقی

 



ادامه مطلب


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 11:24  توسط حميد صفريان  | 


                



+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 8:31  توسط حميد صفريان  | 




+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 8:28  توسط حميد صفريان  | 


به من بگو

مدت زيادي از تولد برادرعلی كوچولو نگذشته بود . علی کوچولو مدام اصرار مي كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند علی هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند . اين بود كه جوابشان هميشه نه بود . اما در رفتارعلی هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر مي شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند .
علی با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها علی كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت : ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟ من داره يادم ميره !



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 17:2  توسط حميد صفريان  | 


غافلگيري
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»
اشتباه

شخصي ميخي را برعكس به ديوار مي زد. دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست.»

دنياي گنجشكي
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»

موهاي سفيد

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»

 طرفداري
دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش!  بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!

 پشيماني
شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.»



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 16:51  توسط حميد صفريان  | 


      به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟


پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

 


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.


 



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 16:47  توسط حميد صفريان  | 


      به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟


پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

 


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.


 



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 16:47  توسط حميد صفريان  | 


ضرب‏المثل‏هاي امروزي!


از خر شيطان آمد پايين سوار مترو شد.


پولهايش از پارو بالا رفتند و ديگه برنگشتند.


كلاهش پس معركه بود، با عجله رفت برداشت.


فيلش ياد هندوستان كرد، برايش ويزا گرفت.


با هر دستي كه بدهي، با همان دست مي‏‏زني تو سر خودت.


هر چي سنگه تو غذاي رستوران سر راهه.


يك چايي برايت دم كنم كه يك كيلو تفاله داشته باشه. 



+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 22:31  توسط حميد صفريان  | 


-به یاری خدا و همت مسولین محترم عمران .اداره آموزش و پرورش زرین شهرو مساعدت تعدادی از خیرین این مدرسه در سال تحصیلی جدید رنگ آمیزی شد.

- با پیگیریهای متوالی میز و نیمتکتهای فرسوده این مدسه به نو مبدل شد.

 



+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 22:18  توسط حميد صفريان  | 


حلول پر برکت ماه رمضان بر دانش آموزان مدرسه راهنمایی ۲۲ بهمن مبارک باد          



+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 19:20  توسط حميد صفريان  | 


 

بار الها

وقتی در سکوت و تاریکی شب به آسمان چشم میدوزم در آن لحظات

             نورتو،روشنی تو،عشق تو،ومحبت تو را

                      با تمام وجود حس میکنم

لحظه ای  که غرور انسانی را  زیر پا می گذارم و به درگاهت

             زانو میزنم و لحظه دیدارت راطلب میکنم.



+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 19:17  توسط حميد صفريان  | 




+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 18:19  توسط حميد صفريان  | 


بسمه تعالی

دوستان عزیز.سلام

        وبلاگ مدرسه راهنمایی۲۲بهمن فولادشهر  به این دلیل ایجاد شد که بتواند بستر مناسبی جهت ارتباط همه عزیزان با این مدرسه ایجاد نماید. لذا صمیمانه دست یاریتان را می فشارم ویاری شما را طلب می کنم.ضمنا از دوستان عزیزی که با ارسال خاطرات تلخ و شیرین خود از این مدسه وبلاگ را جذابتر می کنند تشکر و قدردانی مینمایم.

موفق و سربلند باشید./

مدیر مدرسه راهنمایی ۲۲ بهمن فولادشهر

حمید صفریان

این وبلاگ در تاریخ ۳/۷/۸۵ ایجاد گردیده.پس حتمابدون اشکال نخواهد بود. 



+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 18:7  توسط حميد صفريان  | 

Template Designer : Green Apple


** ** **

**
هر اندیشه شایسته ای به چهره انسان زیبائی می بخشد .راهنمايي 22 بهمن فولادشهر .
**

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را از زبان مدرسه 22بهمن مشاهده کنيدانشالله خوبه...